1 kLYofxl9rQzgeClhborymA

47 درس کلیدی برای طراحان UI و UX [بخش 5 و نهایی]

زمان مطالعه: 7 دقیقه

41. عادت مداری

image 57

این حرکت (رفتار) در هرجای دیگر کار می کند. چرا اینجا کار نمی کند؟

هنگامی که شما مکررا از یک رابط استفاده می کنید، بعضی اقدامات فیزیکی مکرر، ملکه می شوند: فشار دادن Ctrl+S برای ذخیره یک سند، کلیک کردن بر روی دکمه بازگشت برای خروج از یک صفحه وب، فشار دادن بازگشت برای بستن یک جعبه گفتگوی مودال، استفاده از اشاره برای نمایش و پنهان کردن پنجره ها – حتی فشار دادن پدال ترمز ماشین. کاربر دیگر نیازی به تفکر آگاهانه در مورد این اقدامات ندارد. آنها عادتی شده اند.

من به عنوان فردی که روزانه پشت سر هم از Figma ،XD و Sketch استفاده می کند، تحت تأثیر یکنواخت بودن بیشتر کنترل ها قرار می گیرم اما با تفاوت های گاه به گاه، آزرده خاطر می شوم.

اگر یک استاندارد صنعتی برای تعامل یا رابط کاربری وجود دارد، بهتر است از این قراردادها پیروی کنید تا ایمن باشید – باز طراحی (ux ضعیف) الگوهای موجود بیشتر گیج کننده است تا کار راه انداز. خلاقیت خود را برای جنبه های دیگر محصول نگه دارید.

مثال ها:

  • CTRL+S ،CTRL+Z
  • کشیدن صفحه با انگشت به چپ یا راست برای رفتن به صفحه بعدی یا قبلی
  • فشردن X برای خروج از یک پنجره محاوره
  • پایین کشیدن انگشت برای تازه سازی در تلفن همراه

42. انتخاب های به تعویق افتاده

image 58

نمی خواهم اکنون به آن پاسخ دهم. فقط بگذار تمامش کنم!

این از تمایل مردم به لذت فوری ناشی می شود. اگر در این فرآیند از کاربر متمرکز بر کار، سوالات غیرضروری بپرسید ممکن است ترجیح دهد سوالات را کنار بگذارد و بعداً به آنها پاسخ دهد. به عنوان مثال، برخی از فروم های تحت وب مراحل طولانی و پیچیده ای برای ثبت نام کاربران دارند. نام صفحه، آدرس ایمیل، تنظیمات حریم خصوصی، آواتار، توصیف خود و این لیست ادامه دارد که دارد. کاربر می گوید: «اما من فقط می خواستم یک چیز کوچک ارسال کنم.

چرا به آنها اجازه نمی دهید بیشتر سوالات را کنار گذاشته، حداقلِ جواب را بدهند و بعداً برگردند (اگر برگردند) تا بقیه را پر کنند؟ در غیر این صورت، ممکن است آنها نیم ساعت در آنجا باشند در حالی که به سوالات طولانی پاسخ می دهند و تصویر آواتار را می یابند.

به عنوان طراحان UX، باید در نظر بگیریم که در هر کجا که می توانیم از چربی کم کنیم. اطلاعات غیرضروری درخواست نکنید، اما مهمتر از آن اجازه دهید اطلاعات بعدا وارد شوند یا آنها را اختیاری کنید.

هر چیزی که 100٪ لازم نیست باید قابل رد باشد.

نکات کلیدی:

  • مراحل زیادی نداشته باشید
  • به کاربران اجازه »پرش» دهید
  • سوالات مهم را از سوالات کم اهمیت جدا کنید
  • به کاربران اجازه دهید بعداً موارد را اضافه، تغییر یا ویرایش کنند

43. تکرار ساده

image 59

چند بار باید این را تکرار کنم؟

در بسیاری از برنامه های متنوع، کاربران گاهی اوقات احساس می کنند که بارها و بارها نیاز به انجام عملیات مشابهی دارند. هر چقدر برای آنها راحت تر باشد بهتر است. اگر می توانید عملیات را به فشردن یک کلید یا کلیک در هر بار تکرار کاهش دهید – یا بهتر از آن، فقط چند بار فشار دادن یا کلیک برای همه تکرارها – ملالت زیادی را از کاربران دور خواهید کرد.

قبلاً برای اولین شرکتم حجم زیادی از خدمات مشتری با من بود و می دیدم که به طور مداوم یک تعداد پاسخ های تکراری عمومی را از یک سند کپی و جایگذاری (paste) می کنم. بالاخره خسته شده و گفتم برو به جهنم، باید راه بهتری وجود داشته باشد. وجود داشت – من یک برنامه افزودنی کروم پیدا کردم که از میانبر متن برای پر کردن خودکار مطالبی که می خواستم بگویم استفاده می کند. اگر “سلام٪” را تایپ می کردم، پیام تبریک من را به صورت خودکار جای گذاری می کرد.

این باعث صرفه جویی زیادی در زمانم شد و به من در شناخت اهمیت ساده‌سازی تجارب کاربر برای کارهای تکراری کمک کرد.

اگر کاربران شما به طور مداوم یک دستور یا عمل را تکرار می کنند – یک میانبر یا گردش کار درست کنید و زحمت آن ها را در زندگی کم کنید.

مثال ها:

  • وقتی شروع به تایپ کردن چیزی می کنید، خودکار تکمیل شود
  • Google Chrome به صورت خودکار “yo” را با “www.youtube.com” تکمیل می کند
  • خودکار سازی فرآیندهای معمول در Slack با سازنده گردش کار
  • “حذف همه” یا “انتخاب همه”

image 60

شما خلاق هستید – اجازه دهید به شما اثباتش کنم.

مقاله اصلی – 10 نکته و تمرین برای رشد خلاقیت شما.

44. قضاوت نکنید

image 61

یک چیزی که من همیشه به مردم می گویم، هرگز در مورد کار خود قضاوت نکنید در حالی که آن را انجام می دهید. رهایش کن. با آن جریان داشته باش. تمام قضاوت ها خلاقیت را متوقف می کند.

تری کروز

اگر از افرادی در یک اتاق بخواهید که غزلی بنویسند، نقاشی بکشند، یک ایده تجاری بیاورند یا چیزی با لگو بسازند، غرغرهایی مانند «من از این نظر خیلی بد هستم» یا «در بدنم حتی یک استخوان خلاق وجود ندارد.» را می شنوید.

مشکل این طرز فکر این است که ما قبل از شروع کار دست از کار کشیده ایم. سپس به محض شروع، درباره هر تصمیمی که می گیریم شروع به بد گویی می کنیم.

کلید خلاقیت این است که خود را از قضاوت رها کنیم و اجازه دهیم قسمت های ناخودآگاه، ذهن ما را در اختیار بگیرند.

اگر صدایی را در درون خود بشنوید که می گوید: «شما نمی توانید نقاشی کنید» آنگاه با تمام وجود نقاشی کنید و این صدا ساکت خواهد شد.

وینسنت ون گوگ

ما خود را آنقدر دسته بالا نگه داشته و استاندارد های سخت گیرانه ای داریم که توانایی ما در ایجاد هر چیزی را محدود می کند.

به جای اینکه صبر کنیم تا ایده های با کیفیت ما جا افتاده یا بخواهیم بهترین کار خود را انجام دهیم، باید تمرکز ما بر خلق و ایجاد باشد – همیشه بعداً می شود آن را اصلاح کرد.

45. ترجیح کمیت بر کیفیت

image 62

به جای تمرکز روی کیفیت خروجی روی کمیت تمرکز کنید. تمرینات کمیت برای خلاقیت بسیار عالی است زیرا به ما می آموزد که خلاقیت، ابراز است – نه نتیجه.

ما به طور ذاتی ایده های خود را هنگام بروز فیلتر می کنیم. ترجیح کمیت بر کیفیت، به ما یاد می دهد تا به همه ایده ها – حتی ایده های بد – اجازه جاری شدن دهیم.

اگر تا به حال در یک جلسه طوفان فکری شرکت کرده اید، رهبر اغلب می گوید که «هیچ ایده ای ایده بدی نیست.» هدف آنها بدست آوردن هرچه بیشتر ایده ها روی کاغذ است زیرا این ایده ها همیشه بعداً قابل صیقل خوردن هستند.

یکی از تمرینات کمیت مورد علاقه من چالش 30 حلقه است. در این چالش، شما تلاش می کنید تا جایی که می توانید 30 دایره را در 5 دقیقه پر کنید. خودتان امتحان کنید و ببینید چه تعداد از آنها را می توانید تکمیل کنید – یک برگ خالی اینجا هست.

هدفِ این کار داشتن نقاشی های شگفت انگیز نیست – این است که قبل از تمام شدن تایمر، تمام حلقه ها را پر کنید. این به شما آموزش می دهد که نگران توانایی های هنری خود نباشید و در عوض تعداد زیادی ایده را در مدت زمان کوتاهی تولید کنید.

46. ​​از ورودی ها جدا شوید

image

نقل قول ماهِرشالا علی در زیر خلاصه کاملی را بیان می کند:

رسانه های اجتماعی آنچه را که زمانی فضای مقدس اشغال شده با خلا بود استعمار کردند: فضایی که برای تفکر و خلاقیت اختصاص داده شده بود.

ماهِرشالا علی

در دنیای مدرن لحظه ای نمی گذرد مگر اینکه سرگرم باشیم. هر لحظه کسل کننده مملو از محرک های تلفن همراه ما، تبلیغات، تلویزیون، مجلات، بازی های ویدیویی و غیره است.

وسایل و فناوری ما در حد اعتدال ​​بسیار عالی است، اما گاهی اوقات خاموش کردن آنها و فرو رفتن در حالت بی‎حوصلگی می تواند شگفتی هایی برای ذهن و خلاقیت ما ایجاد کند.

بازی رومیزی Scrabble توسط آلفرد موشر باتس، فردی بی حوصله و بیکار اختراع شد. بی حوصلگی ناشی از بیکاری به بات سوخت کمکی تزریق کرد. باتس گفت: «خوب ، من هیچ کاری نمی کردم. مشکل همین بود. من کاری برای انجام دادن نداشتم. من کاری نداشتم بنابراین فکر کردم می توانم و بهتر است یک بازی اختراع کنم.»

بی حوصلگی می تواند تغییری باشد که به ایده های شما اجازه دهد که از میان اختلالات و شلوغ پلوغی راه خود را باز کند.

در وسط ناکجاآباد در محله روستا نشین پنسیلوانیا بزرگ شدیم، ما هیچ بازی تلویزیونی یا ویدیویی نداشتیم و من در خانه درس می خواندم، بنابراین در بیشترِ اوایل کودکی دوستان کمی داشتم. ما آمیش [گروهی از افراد کلیسای مسیحی سنت گرا با ریشه های آناباپتیست آلمانی سوئیسی و آلزایی] نبودیم، اما این خیلی دور از حقیقت نیست.

این سالهای زندگی من ممکن است برای اکثر افراد کسل کننده به نظر برسد. اما آنها آنجا نبودند. کمبود اطلاعات ورودی من به خلاقانه ترین سالهای زندگی ام منجر شد. من با جدا کردن اسباب بازی ها، ساختن با لگو و Lincoln Logs، طراحی و «اختراع بعضی چیزها» راه هایی برای سرگرم کردن خودم پیدا کردم.

به دنبال لحظاتی از آرامش و کسالت باشید و آن وقت ما خیلی نزدیک خواهیم بود به اینکه جرقه خلاقانه ای را که بدنبالش بودیم پیدا کنیم.

47. چیزهای جدید را امتحان کنید

image 1

مشابه خواندن، هرچه اطلاعات و مهارت های بیشتری را بشناسیم و درک کنیم، ایجاد ارتباطات خلاقانه بین چیزهای غیرمرتبط آسان تر خواهد بود.

در سال گذشته سعی کردم بداهه عمل کنم، در کلاس نقاشی شرکت کردم، در کلاس های پارکور شرکت کردم، گواهینامه غواصی گرفتم، مسافرت رفتم و خیلی کارهای دیگر.

من انتظار نداشتم که یک استاد پارکور یا یک هنرمند شوم – راحت بگویم، می خواستم در مورد چیزی بیاموزم که درباره آن چیزی نمی دانستم.

هر تجربه به ما درک بهتری از جهان می دهد و می تواند الهام بخش ما باشد تا در آینده از آن ها ایده بگیریم. من همه را تشویق می کنم که چیزهای جدید را امتحان کنند زیرا ما هرگز نمی دانیم که شعله های بعدی الهام ما از کجا خواهد آمد.

منبع: https://uxdesign.cc

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *